یک دوست

کاش می دانستید
نویسنده : یک دوست - ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ آذر ۱۳۸٧
 

با سلام خوشحالم که خانم تو حید لو شما می دانید که چه می گویید!!!!! البته کاش می دانستید. می ترسم باز بگویید (فکر کردم در دهه سوم زندگیست که می شود دیوانه شد،) شاید . نمی دانم بد بختی انجاست که شما فکر می کنید که می دانید و جز اندیشه های عاریتی چیزی در چنته ندارید. وتا زمانی که به این بلوغ فکری نرسید که اشکال کارتان در کجا ست. وهمیشه سعی کنید خودتان را بر تر از دیگران بدانید. ره به تر کستان برده اید. انو قت است که چه زود دیر میشود. عمرتان به تباهی گذشته. جز حرمان چیزی همراه نخواهید داشت. بارها علت انرا چه به صورت خصوصی وچه اشکارا تذکر دادم اما شما انگار نمی بینید. با دیدن شما یاد ایات الهی می افتم که خدا وند می فرماید چشم دارند ولی نمی بینند ودر جایی دیگر می فرمایید انها می گویند ما برای اصلاح امور مردم کار می کنیم اما انها جز تباهی وفساد کاری نمی کنند. وایکاش شما قبل از نوشتن درست فکر می کردید. در پایان از خداوند برای شما و خودم و همه بندگان خدا ارزوی هدایت به راه راست را خواهانم.(


 
comment نظرات ()