با سلام این مطالبی که نوشتید انقدر بی معنی هست که حتی خودتان هم انرا باور نداریدببینید( مدتهاست با خودم کلنجار می روم. مدتهاست که فکر می کنم که نسخه های توجیه کننده بالا چقدر حل کننده ماجراست؟ چرا افسردگی گریبان من و اطرافیانم را گرفته ) و جواب نوشته خودتان را اینگونه دادید(دوم اینکه افسردگی زودگذر است. اساسا اهل افسرده ماندن نیستم. شک ندارم که برطرف می شود. تمام تلاشم را نیز برای نماندن در این وضعیت خواهم کرد. حتی اگر شده به روز نگه داشتن همین خانه مجازی باشد.) انگار مشکل شما از جایی دیگر است اصلا جنس شما از نوع دیگری است ابتدا سعی می کنید باکلی گویی و گفتن مطالبی که در ذهنتان پرورانده اید و بی طرف نشان دادن خود و گاه مظلوم نمایی همرا با نشان دادن این که بحث سیاسی نیست حرفتان را بزنید .غافل از اینکه همچون کبک سرتان را زیر برف کرده اید ببینید(یعنی اینکه سیاستهای اتخاذ شده فضا رو چه به شکل عملی و چه به شکل روانی به سمتی برده که چشم انداز و امید به آینده کم شده. کم شدن امید به آینده باعث شده ما رو نسبت به آنچه داریم و می توانیم به دست بیاریم در همین امروز حریص تر کنه. اینجوری می شه که مروت ها و برادر بودن ها یا همون سرمایه های اجتماعی قدیمی هم از جامعه رخت بربسته. ) انگار ارام ارام می خواهید حرفهایی را نمی توانید به طور مستقیم بزنید در قالب و شکل جدیدی مطرح کنید کلامی که همواره از تحلیل گران بیگانه برای ایجاد نا امیدی و افسردگی در رادیوهای بیگانه شنیده میشود واین در شرایطی است که خود کشور های غربی که شما سنگ انهارا به سینه می زنید گرفتار نا امیدی مر گ اوری شده اند. ما چرا باید نا امید باشیم. جوانان ایرانی در همه عرصه ها خوب می درخشند. هر روز شاهد بدست اوردن عرصه های جدیدی از نو اوری در دانشهای نو هستیم از علوم هسته ای گرفته تا فضایی از نانو گرفته تا سلولهای بنیادی . هر روز جوانان ما در مسابقات مخترعین مقام اول را بدست می اورند چرا باید نا امید باشیم. دنیای غرب برای بدست اوردن ارامش به سمت بانکداری اسلامی رو می اورد . ودنیای شیشه ای انها در استانه فرو پاشی است. انهایی باید نا امید باشند که از ایرانی بودن خود ناراحتند . وبرای خرسندی بیگانگان وجلب توجه انها هر کاری را انجام می دهند. اری شما باید نا امید باشید. در نوشته هایتان از امار نام بردید(جان مسئله من افسردگی بوده و طبق آمار یکی از علل اصلی ناامیدی از آینده بوده. خانوم جان حتی اگر به شکل کمی هم نگاه کنیم معلومه که یک متغیر نیم تونه تمام وجود متغیر وابسته ما رو تصویر کنه. کلی متغیر کنترل دیگه و حتی متغیرهای مستقل دیگه هم وجود داره. اما اونچه که هست اینه که فعلا توی همین تحقیقاتی که داریم انجام می دیم این متغیر به شدت هست.) البته کدامین امار اماری که خودتان انرا استخراج کردید و انرا تحلیل کردید با بی غرضی خاص خودتان. واقعا مسخره است. یادتان باشد در امار گیری واستفاده از نمونه ها باید انها کاملا تصادفی باشد در صورتی که نمونه های شما به هیچ وجه اینگونه نیست. شما انگونه که می خواهید می بینیدیا بهتر بگویم انگونه که دیگران می خواهند می بینید. تا شاید شما را هم در بازی های خودشان شرکت دهند اما ذهی خیال باطل.
نظرات ()