با سلام. فرمودید.((در مجموع دو سر طیفی هستند که با توهین و افترا به هر آنچه شما اعتقاد داری قصد خواندن حرفهایی را در گوشهایی دارند که دیگر بسته می شوند. حالا شما چه اعتقاداتم را به تمسخر بگیرید و چه غیر واقعی بدانید. ))توهین وافترا.ایا شماخود از دایره گفتار خارجید ایا شما خود توهین نمی کنید وافترا نمی زنید. در حالی که من هر انچه می گویم کلام خود شما است.سطر به سطر نوشته خودتان را برای خودتان باز گو می کنم.منطق من همان منطق شما است اگر بی منطقی است خوب خودتان را سرزنش کنید. انقدر تضاد در گفتارتان وعملتان وجود دارد. که ادمی متعجب میشود امروز عصبانی هستید. والبته من می خواستم عصبانی باشید.چرا چون باورتان دارم. می دانم که توانایی ان را دارید که بهترین باشید.اما از مسیر دور شدید. حتما خواهید گفت این نظر شما است .می خواستم عصبانی باشید چون یک اهن برای اینکه فولادی ابدیده شود باید که ذوب شود. مرا یک دوست ناخوانده نا میدید. کلامتان حق است. اما به حق برای من بسیار ارزشمند و قابل احترام هستید. شما همانند الماسی هستید که باید تراش بخورد تا قیمتش اشکار شود. من گاه تند و عریان با شما حرف زدم گاه بر سرتان فریاد زدم گاه بر شما پر خاش کردم همه وهمه اینها به این خاطر بود که برای من سمیه خیلی ارزشمند بود. گوهر وجودیش کم یاب بود. من یک دوستم. مجبور بودم با شما تند حرف بزنم بی پرده تا متوجه اشتباه های خودتان باشید هر چند انها را فعلا قبول ندارید شاید وقتی کمی ارام شدید. ودوباره وبلاگ من رو از اول به عنوان یک ناظر بیرونی خوندی وکمی فکر کردی نظرت تغییر کنه شاید هم از من متنفر باشید. مهم نیست من هیچ حرفی را نگفتم جز برای رضای او. با شما خصومت شخصی که ندارم شما را اصلا ندیدم. اما افکار شما واندیشه شما اگر این روش را ادمه بدید خیلی خطرناکه . چون ادم نمی تواند هم خدا پرست باشد هم نباشد .تو خود بهتر میدانی همواره شیطان در کمین انسان است من تند حرف می زدم تا روح سرکش سمیه نهیب بخورد کمی ازرده شود به خود بیایید کمی فکر کند . چرا گفتند یک ساعت تفکر بهتر از 70 سال عبادت است.سمیه عزیزاز من ناراحتی قصد ازار تو را نداشتم اما مجبور بودم روح سرکش تو را ازار دهم.می دانی برای نجات ورستگاری ما چاره ای نداریم جز اینکه به ریسمان محکم ولایت علوی چنگ زنیم وزیر پرچم اقا امام زمان باشیم اگر ازرده شدی حلال کن.هیچکس نمی داند تا کی می تواند زنده باشد.من هم مثل شما بر نا برابریها اعتراض دارم. من هم مثل شماقلبم برای بی عدالتیها می گیره من هم دوست دارم کشورم همیشه در بهترین شرابط باشه. اما ملاکی دارم ان هم حفظ وحدت کشور. کمک به مسئولین برای انجام موفق امور . تلاش برای ابادنی ایران بزرگ. وکاری را که می کنم میسنجم ایا خدا از ان راضی است یا نفس اماره ام . سمیه عزیز شما تونایی خوبی دارید می توانید به اوج برسید. امید وارم در زندگی همیشه موفق باشیدونوشتهایتان پر بار تر از همیشه. کم کم از وبلاگت زمانی که تعداد نوشته هایم به ۴٠ برسد خدا حافظی خواهم کرد والبته چهلمین نوشته برایت به صورت خصوصی ارسال خواهد شد.
نظرات ()