یک دوست

اموزش و پرورش
نویسنده : یک دوست - ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٧
 
با سلام باید مقوله اموزش وپرورش را که برای همه دولتهای بعد انقلاب یک مشغله فکری جدی بوده وهست از چند نظر مورد بر رسی قرار داد تا زمانی که ساختار اموزش و پرورش به شکل کنونی است هیچ امیدی برای بهبود شرایط موجود وجود ندارد خیلی حرفها در باره این وزارتخانه چه از زبان مسولان وچه از زبان برنامه ریزان اجرایی این وزارتخانه شنیده ایم به نظر من بحران موجود در این سیستم را نه با باز سازی ونه با ایجاد یک معاونت ویا حذف یک معاونت بلکه با یک جراحی کلی وتغییر بنیادی و انقلاب گونه میشود حل کرد در مرحله اول باید وزیر اموزش و پرورش قویترین وزیر دولت باشد که همیشه متاسفانه از ضعیف ترین ها انتخاب شده چه در دوران اقای خاتمی یا هر دوره دیگر فقط در یک دوره اقای نجفی نسبت به دیگران کارایی بهتری داشتنددر دولت اقای هاشمی ان هم نسبت به دیگر وزیران این وزراتخانه نه در حد قابل قبول در مرحله دوم اراده ملی برای تغییر بنیادی در سیستم اموزش و پرورش به دور از ازمایش وخطا واین عملی نخواهد شد مگر با به کار گیری افراد بسیار متخصص در این امورو روشنفکر ودلسوز با اختیارات گسترده با امکانات مالی قابل قبول و پشتیبانی همه ارکان دولت در مرحله سوم باید از فارخ التحصیلان این وزارتخانه که در مراکز خصوی یا دولتی ویا مالی به عنوان کارمند یا متخصص استفاده میشود باید از ان سازمان یا مرکز هزینه تحصیل 12 ساله فرد استخدام شده گرفته شود مثلا اگر در یک پالایشگاه یک مهندس پتروشیمی استخدام می شود وزارت نفت باید هزینه 12 سال تحصیل این فرد را به وزارت اموزش وپزورش بدهد تا این وزارت خانه بتواند به اخرین نو اوری ها دست پیدا کند با بوجه فراوانی که در اختیار می گیرددر مرحله جهارم باید کتابها ونحوه اموزش طوری باز سازی شوند که اولا برای زندگی اینده دانش اموزان مفید ولازم باشندو انان را به جای حفظ کردن مطالب با روش حل مسله افرادی بسیار پویاو با ذهنی خلاق بار اورنددانش اموزان با علاقه نه از روی اجبار نه برای بدست اوردن نمره بلکه برای لذتی که از دانستن می برندبه دنبال یاد گیری باشندبارها دیده ایم جوان یک کتاب داستان 200 صفحه ای را در 2 یا 3 ساعت تمام می کند اما 70 صفحه ای دانش اجتماعی را از صبح تا غروب نگاه می کند تازه در تعریف گروه و کار کردهای خانواده در جا می زند یا به کتا ب ریاضی به چشم یک دشمن می نگرد از دیدنش سر درد می گیردتجزیه هار بی معنی می داند واز حد ومشتق بی زار است چرا چون کتابها جذابیت ندارند به روز نیستند. در مرحله پنجم سیستم اموزشی باید مانند یک ارگانیسم زنده عمل کند باید طوری باشد هر دانش اموزی که در این سیستم قرار می گیرد خود به خود با توجه به توانایی ها وعلاقه خود در بدست اوردن شغل در اینده ادامه تحصیل دهند مثل یک مزرعه در مزرعه نور و اب وخاک برای همه گیاهان هست هر گیاهی با اندازه توان خود رشد می کند وبه کمال می رسد هدایت تحصیلی کنونی بی معنی است وکارا نیست در مرحله ششم باید بازار کار وصنعت نیازهای خود را از این وزارتخانه تامین کنند ان را پشتیبانی کنند دانش اموزان برتر را بورسیه کنند برای انان ماهیانه پول برای تحصیل بدهندتا انان تشویق برای ادامه تحصیل شوندواز انان در کارخانه یا مراکز کاری خود استفاده کنند چون جوان خلاق است می تواند با اندیشه نو فکر نو واختراعات نو ان مر کز را در رسیدن با پیشرفت بیشتر یاری دهدو ارزش سرمایه گذاری را یک جوان با هوش دارد ما می دانیم بزرگترین درامد امریکا نه از فروش سلاح نه از فروش دیگر تکنولوزی برتر بلکه از واردات مغز است که از همه دنیا مغزهای برتر را به سوی خود می کشاند ما می توانیم اندیشه های برتر را در هر حوزه ای برای خود نگه داریم جوانان گنجینه های ما هستند در مرحله هفتم باید پرورش همانند اموزش دگر گونی بنیادی داشته باشدتنها با ساختن نماز خانه در مدرسه همه نماز خوان نمی شوندهر چند ان هم لازم است با ورهایمان نسبت به جامعه به جوان نو شود ما ذخایر عظیمی از معنویت چه در عرصه دین وچه در عرصه ملی داریم که همه راکد مانده اند چرا چون خود عامل نیستیم ونیروی عظیم جوان را به درستی درک نکرده ایم و با عینک خود وتعبیر خود برای ان نسخه می پیچیم باید نیروی بینهایت جوان ایرانی را باور کرد در مقابل ان سر تعظیم فرود اورد و ما می توانیم این نیروی بی کران را مدیریت کنیم که با مدیریت بهینه کل کشور به سوی ابادانی جهش پیدا می کند به امید ان روزکه اگر این اتفاق بیفتد دیگر وضعیت معیشت وسطح زندگی معلمان شریف نیز به طور قابل توجهی دگرگون می شود
 
comment نظرات ()