یک دوست

روزنامه
نویسنده : یک دوست - ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧
 
با سلام  خاطرات جالبی را نقل کرده بودید برایم جذاب بود.واز اینکه این همه دچار  تغییر  رفتار در این مدت کوتاه شدید.با شناختی که از شما دارم قابل انتظار بود.ـ((بدون شک از مخالفین و منتقدین آقای هاشمی))البته یادمان باشد اقای خاتمی اولین وزیر ارشاد اقای هاشمی بود.((هنوز خاتمی سرمایه است و امیدوارم این محبوبیت بالاتر هم برود! ))همواره مردان بزرگ مصائب ومشکلات بزرگ را باید از سر بگذرانند شکی نیست که به اعتراف دوست ودشمن اقای هاشمی از چهره های بسیار پر نفوذ در دوران انقلاب هستند وهمیشه در  گردابهای پر خطر که انقلاب وموجودیت ان مورد تهدید واقع می شود. یکی از بازوان توانای انقلاب اسلامی است نقش او در  دفاع ۸ ساله ـ پذیرش قطعنامه اتش بس ـ مرحله گذر بعد ارتحال  امام- کلید زدن برنامه انرژی هسته ای‌ـ ....غیر قابل انکار است می دانم انتقاد کردن ومخالف بودن یک حق طبیعی برای هر فرد  ازاد اندیشی است.((اما درباره مسایل سیاسی جناب هاشمی کم عرصه را تنگ نکرده بودند. کم جریان نساختند و کم آزادی محدود نکردند. اما جالب آن بود دفعتا جریان ها جا به جا شد. منتقدین رفیق هم شدند و منتقدین جدیدی شکل گرفت.))   ایا خانم تو حید لو فکر می کنند با رونامه عصر ما خواندن به ان بینش عمیق سیاسی  دست پیدا کردند. فکر می کنم ایراد از انجا است. که سعی می کنیم همه چیز را با عینک خود ببینیم هم ان گونه که دوست داریم نه هم انگونه که هست و واقعیت دارد. اقای هاشمی  از نظر  شخصیتی یک کاریزمای فوق العاده داردکه بعد از مقام رهبری می توان گفت دومین شخصیت  قدرتمند انقلاب اسلامی است حقیقتا برای دفاع از انقلاب در مقاطع خاص نقش خود رابه خوبی انجام داده اما نگرش او به مطبوعات و پروسه اصلاح طلبی  انگونه که شما  ادعا دارید نیست. هر وقت منافع اقای هاشمی با منافع انقلاب  یکسو نبوده او منافع انقلاب را بر خود ترجیح داده نمی گویم او  عاری از خطا و اشتباه بوده خیر اما((حالا آقای هاشمی در اردوگاهی است که دیگر باید از مطبوعات دفاع کند، انتخابات آزاد را پاس بدارد و برای خودش اصلاح طلب بشود. حالا تا بشود )) این حرف یعنی عدم شناخت اقای هاشمی  تعجب می کنم. با این همه ادعا هنوز از الفبای بینش سیاسی بی اطلاعید. ((اگر این جابه جایی در راستای عقلانیت بیشتر و بهبود شرایط باشد که ماندگار است و مفید فایده. اما به شرطی که واقعا این تغییر در الحان، تغییر در افکار را نیز با خود آورده باشد. وگرنه امروز به نظر می رسد بعضی پایگاه های فتح شده توسط جریان اصلاح طلبی، دیگران را به خود جذب نموده و جریان عقل گرایی در حال جاری و ساری شدن به دیگر بدنه های اجتماعی است.))شما  دور خودتان حصاری کشیدید دوست دارید همه را که خارج حصار هست محکوم کنید . هیچکس به طور مطللق خوب یا به طور مطلق بد نیست.(( گاهی وقت ها تاریخ خیلی چیزا رو پاک نمی کنه برادر. اینایی رو که نوشتم هم از سر ناباوری نوشتم. اینکه ادمها بیرون قدرت و درون قدرت چه فرق ها که نمی کنند.)) درسته ایا فکر می کنید رفتار شما اگر روزی فقط مدیر یک سازمان کوچک باشید  با رفتار فعلی شما یکسان خواهد بود ؟؟ این را در عمل باید دید ؟؟ هر قدر مسئولیت بزرگتر  انتظارها بیشتر خواهد بود. انتقاد را هم هر کسی می تواند بکند از یک  ادم بی سواد گرفته تا یک ادم باسواد انتقاد کردن هنر نیست.هنر انست که  در متن کار قرار گیری و بدانی هر کاری را که انجام دادی فقط برای رضای  خدا و بندگان او بوده حالا هر کسی هر تو هینی هم کرد خود داند وخدای  او((اگر فضای اصلاح طلبی را حرکتی رفت و برگشتی بدانیم، به نظر می رسد برآیند این رفت و برگشت ها، ما را در پذیرش اصول به سمت جلو سوق داده است و این خود مبارک است، )) شما چسبیدید به اصلاح طلبها  از این پیله ای که دور خود پیچیدید بیرون بیایید نه اصلاح طلب بودن ونه اصول گرا بودن به خودی خود افتخار نیست اصلا همه اینها بازی با کلمات است یک حقیقت مطلق بیش نیست ان هم خد مت به این مرز و بوم تلاش برای ساختن وابادانی ایران عزیز  عظمت بخشیدن به ایران و اسلام از نظر  سیاسی. این وابستگی  باعث شده شما همه چیز را سیاه یا سفید ببینید.
 
comment نظرات ()