یک دوست

ایینه
نویسنده : یک دوست - ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٧
 

با سلام. چقدر این نوشته زیباست ایینه چو نقش  تو بنمود راست خود شکن..........ببینید((قرار نیست که علم و فرهنگ و سیاست را آنچنان مخلوط کنیم که نه از علممان نشان ماند و نه از فرهنگ!))ایا  خانم تو حید لو خود این کار را نمی کند(( خانم فاطمه رجبی و لاجرم منبع درسیشان می شود “معجزه هزاره”. )) عجبا از این همه هوش وذکاوت دقیقا همان کار را ایشان  در طیف دیگر انجام می دهند اما نه به صورت مستقیم  که منبع درسی شود که اگر می توانست دست فاطمه رجبی را از پشت می بست. البته در کلاس درس نیز  کم نمی گذارند از این مقوله.(( نقدی که مسایل صنفی تا نوع انتخاب اساتید دانشکده را در بر میگرفت. )) ای بابا هر چه که گفتید پای خودتان هم که گیره خود شما چگونه انتخاب شدید ایا با این افکار تند جناحی وابستگی شدید  شایسته استادی هستید من که بعید می دانم. البته با تو جه به منطق خودتان. اگر بد است برای شما هم بد است اگر خوب است پس چرا ناراحت میشوید . من خودم شخصا از هر نوع  افراط وتفربط در وابستگی به یک دسته خاص متنفرم. نه از اصول گراها خوشم میاد نه از اصلاح طلبان چون هر دو  مثل هم هستند .فقط   روش کاری انها فرق می کند .باید ذهن ادم از وابستگی ازاد باشد بتواند خودش تصمیم بگیرد .نه دیگران.(( تاخت و تاز جناحی خویش دیده و فراموش کرده است که جای سیاست و سیاست ورزی و حتی باندبازی در دانشگاه و کرسی های علم آموزی نیست)) چه زیبا فرمودند درست همان کاری که خودشان مشغول انجام ان هستند . در چشم خود تیر را نمی بیند در چشم دیگران ...((فکر می کنم دانشجویان این دانشکده اغلب خبرنگاران جوانی هستند که تجربه حضور در رسانه را دارند. قاعدتا ایشان از قدرت رسانه اگاهند.)) البته خوانندگان این وبلاگ هم از این قدرت اگاهند. دلم می خواست این اخرین  نقد من بر  وبلاگ شما باشد چون ٣٩ تا شد. اما دوستان اصرار دارند که این کار را ادمه دهم حتی پیشنهاد دادند نام وبلاگ را سمیه تو حید لو و یک دوست بگذارم. دیگری می گفت  یک دوست وسمیه تو حید لو   ان یکی می گفت اقا یک دوست وبرساحل سلامت بهتر است . چون هر وقت  در موتورهای جستجو  انرا بجویند وبلاگ شما هم ظاهر میشود..هر یک از بچه های دانشکده چیزی می گفتند.همه انها از مشتریان وبلاگ شما هستند البته گاه از کامنت  نویسان. البته  فعلا تصمیم نگرفتم شاید این اخرین  نقد باشد  متاسفانه برای نقد چهلم نوشتن پیام خصوصی امکان پذیر نیست چون   اسباب کشی کردند  ودر اینجا این امکان وجود ندارد. پس فعلا باید صبر کرد .


 
comment نظرات ()
 
عفاف
نویسنده : یک دوست - ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٧
 


با سلام خانه نو مبارک فرموده بودید از مستاجری خلاص شدیم وصاحب خانه شدیم یادمان باشد ما همیشه مستاجریم صاحب خانه اوست.از عفاف گفته بودی.عفاف نوعی حجاب درونی است که انسان را از گناه باز می داردو وحفظ اعضا بدن از هر نوع الودگی وگناه عفاف نامیده میشودکه حاصل این عفت و حجاب درونی نوعی پوشش بیرونی یا حجاب است  در واقع حجاب میوه ونتیجه عفاف است. گاهی ممکن است افرادی باشند که حجاب ظا هری دارند اما عفت باطنی ندارند. اینان تنها پوشته حجاب را درک کردند وانرا اویزه ای برای خود قرار دادند.کسانی هم هستند که ادعای داشتن عفاف درونی را دارند ومی گویند باید قلبی پاک داشت  فکر واندیشه ادم باید پاک باشد ظا هر مهم نیست.اما اینان نیز سخت در اشتباه هستند چرا که درخت خوب میوه خوب می دهد انسانی که روحش پاک باشد  اندیشه یاک داشته باشد در بیرون نیز این یاکی نمود پیدا می کند اینها از هم جدا نیستند.عصمت زن حق الله هست باید تا انجایی که می توان ان را ادعا کرد حکمت حجاب سنجش عبودیت بندگان است.عفاف اکتسابی است نه ذاتی. عفاف حالتی است که به نفس ادمی برمی گرد و زن ومرد ندارد . حیا نیز امری اکتسابی است که انسان را از گناه باز می دارد. در نگاه کلی ارتباط ادمی در سه حوزه قابل برسی است در رابطه با خود که در مقوله عرفان وکشف شهود است در رابطه با خدا ودر رابطه با اجتماعی که در ان زندگی می کند. البته بدون شناخت خود نمی توان خدا را شناخت. من عرفه نفسه فقد عرفه ربهو کسی که خدا را شناخت در روابط اجتماعی حدود الهی را راعایت می کند و به دیگران ظلم نمی کند .عفت نوعی اعتدال در امور است.  عفت اطاعت وپیروی قوه شهوت از عقل است. از جمله در خوردن زناشویی وکسب قدرت وثروتودیگر امور.عفت به معنی سرکوبی شهوت نیست.بلکه کنترل شهوت توسط عقل است. هنگامی که کنترل شهوتدر فضای کلی جامعه در دست عقل باشد جامعه یک جامعه ارمانی خواهد بود.به قول مولا علی (ع) ثمره ومحصول عفاف کم شدن اندوه ها است. افراد عفیف همیشه شادند چون روح پاکی دارند هر گز حسد و کینه وچشم هم چشمی وغیبت وتهمت ودیگر رذایل در وجود انها موج نمی زند پس همواره شادند ودر ارامش. در واقع افراد عفیف سایه عقل را بر شهوت خود می اندازندواز لجام گسیختگی ان جلو گیری می کنند وبا صیانت از  روح خود از هر گونه شر وپلیدیوتجاوز بدور خواهند بود وبه نوعی قتاعت می رسند. که وبرای خود نوعی حجاب حقیقی را از پلیدی ها بوجود می اورند رسیدن به عفت واقعی نوعی رستگاری است.اجتماعی بدون عفت یک دنیای الوده و اجتماعی وحشتناک است و اجتماعی از افراد عفیف یک مدینه فاضله


 
comment نظرات ()
 
منطق
نویسنده : یک دوست - ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٧
 

با سلام. فرمودید.((در مجموع دو سر طیفی هستند که با توهین و افترا به هر آنچه شما اعتقاد داری قصد خواندن حرفهایی را در گوشهایی دارند که دیگر بسته می شوند. حالا شما چه اعتقاداتم را به تمسخر بگیرید و چه غیر واقعی بدانید. ))توهین وافترا.ایا شماخود از دایره گفتار خارجید ایا شما خود توهین نمی کنید وافترا نمی زنید. در حالی که من هر انچه می گویم کلام خود شما است.سطر به سطر نوشته خودتان را برای خودتان باز گو می کنم.منطق من همان منطق شما است اگر بی منطقی است خوب خودتان را سرزنش کنید. انقدر تضاد در گفتارتان وعملتان وجود دارد. که ادمی متعجب میشود امروز عصبانی هستید. والبته من می خواستم عصبانی باشید.چرا چون باورتان دارم. می دانم که توانایی ان را دارید که بهترین باشید.اما از مسیر دور شدید. حتما خواهید گفت این نظر شما است .می خواستم عصبانی باشید چون یک اهن برای اینکه فولادی ابدیده شود باید که ذوب شود. مرا یک دوست ناخوانده نا میدید. کلامتان حق است. اما به حق   برای من بسیار ارزشمند و قابل احترام هستید.  شما همانند  الماسی هستید که باید تراش بخورد تا قیمتش اشکار شود. من گاه تند و عریان با شما حرف زدم گاه بر سرتان فریاد زدم گاه بر شما پر خاش کردم همه وهمه اینها به این خاطر بود که برای من سمیه خیلی ارزشمند بود. گوهر وجودیش کم یاب بود. من یک دوستم. مجبور بودم با شما تند حرف بزنم بی پرده تا متوجه اشتباه های خودتان باشید هر چند انها را فعلا قبول ندارید شاید وقتی کمی ارام شدید. ودوباره وبلاگ من رو از اول به عنوان  یک ناظر  بیرونی خوندی وکمی فکر کردی نظرت تغییر کنه شاید هم از من متنفر باشید. مهم نیست  من هیچ حرفی را نگفتم جز برای رضای او. با شما خصومت شخصی که ندارم شما را اصلا ندیدم. اما افکار شما واندیشه شما اگر این روش را ادمه بدید خیلی خطرناکه  . چون ادم نمی تواند هم خدا پرست باشد هم نباشد .تو خود بهتر میدانی همواره شیطان در کمین انسان است من تند حرف می زدم تا  روح سرکش سمیه نهیب بخورد کمی ازرده شود به خود بیایید کمی فکر کند . چرا گفتند یک ساعت تفکر بهتر از 70 سال عبادت است.سمیه عزیزاز من ناراحتی قصد ازار تو را نداشتم اما مجبور بودم روح سرکش تو را ازار دهم.می دانی برای نجات ورستگاری ما چاره ای نداریم  جز اینکه به ریسمان محکم ولایت علوی چنگ زنیم وزیر پرچم اقا امام زمان باشیم اگر ازرده شدی حلال کن.هیچکس نمی داند تا کی می تواند زنده باشد.من هم مثل شما بر نا برابریها اعتراض دارم. من هم مثل شماقلبم برای  بی عدالتیها می گیره من هم  دوست دارم کشورم همیشه در بهترین شرابط باشه. اما  ملاکی دارم ان هم حفظ وحدت کشور. کمک به  مسئولین برای انجام موفق امور . تلاش برای ابادنی ایران بزرگ. وکاری را که می کنم میسنجم ایا خدا از ان راضی است یا نفس اماره ام .  سمیه عزیز شما تونایی  خوبی دارید می توانید به اوج برسید. امید وارم در زندگی همیشه موفق باشیدونوشتهایتان  پر بار تر از همیشه. کم کم از وبلاگت زمانی که تعداد نوشته هایم به ۴٠ برسد خدا حافظی خواهم کرد والبته چهلمین نوشته برایت به صورت خصوصی ارسال خواهد شد.


 
comment نظرات ()
 
گلایه
نویسنده : یک دوست - ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٧
 

با سلام. هر چند کلامم تند و گاه گزنده هست. اما این درست عین کلام شما است. از خودتان گلایه می کنید.  کلام من را بی ادبی می دانیداما خودتان چی در برابر اصول اولیه نظام . در برابر  منتخبان مردم با ادب حرف می زنید. ایا تهمتهای شما روا است. من بد شما خوب باشید. شما که صاحب خانه اید و خودتان را اهل علم و دانش جا می زنید . خودتان را حا جیه خانم می نامید. ایا کلام شما به حق کلام خوب و همرا با ادب یک مسلمان مومن هست .من می دانم  کلامم در شما چقدر اثر گذار هست. البته همیشه امید دارم که روزی رفتارتان  مناسب با اسمتان باشد تو حید لو. همه حرکتتان برای خدا باشد همه گفتارتان برای خدا باشدومی دانم که دیر نیست زمانی که اینگونه خواهد بود به امید رسیدن ان روز


 
comment نظرات ()
 
سفر به مکه
نویسنده : یک دوست - ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٧
 

با سلام. بعد نوشتن وتمجید از صهیونیستها در پست قبلی. اینجا  با فریب کار ی خانم تو حید لو سعی می کند خود را مومن ومتعهد به دین رسول خدا  جا بزند.  شما بهتر است از امریکا و صهیونیستها حمایت کنید. البته در دنیای اسلام کم نیستند کسانی همچون انور سادات با صهیونیستها هم پیمان میشوند. همه بارانهای دنیا هم نمی تواند افکار  شما را  تطهیر کند. رفتار شما   قابل دفاع  نیست. هزار بار به مکه هم بروید.وقتی روح عبادت ابراهیمی که بت شکنی است در شما موج نزند. ودفاع از ظالم بکنید به جای دفاع از مظلوم. برای حمایت از اسرائیل رئیس جمهور کشورتان را مسخره کنید. حالا هر کسی می خواهد باشد مگر امام نفرموده میزان رای ملت هست مگر او منتخب مردم این کشور نیست. برای خوشامد چه کسانی  به او تو هین می کنید بعد  افترا و تهمت دم از سفر به مکه می زنید اسم این حرکت را چه میشود نامید  خودتان بگویید. چرا سعی نمی کنید حداقل با خودتان صادق باشید. ایا این بهتر نیست.


 
comment نظرات ()
 
سخنگو
نویسنده : یک دوست - ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٧
 

با سلام. از کی علیا حضرت سخنگوی ملت ایران شده اند. انگار از ریئس جمهور به تازگی حکم دریافت نمودند مبارک است انشالله. عرق شرم از سخنان افرادی  کوته فکر همچون شما بر جبین ملت بزرگ ایران می نشیند. که همصدا با صهیونیستهاو رادیوهای بیگانه  فریاد می کشید. راهپیمایی چند نفر صهیونیست شما را به وحشت انداخته . در صورتی که اسرائیل سهل است امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. کجای حرفهای رئیس جمهور   دور از واقعیت بود.((بردن هرچه آبروست از ایران و ایرانی)) خانم عزیز ابروی ایرانی با گفتن حرف حق از بین نمی رود ابروی ایرانی انجا از بین می رود که شما با شنیدن نام اسرائیل وامریکا از خود بی خود میشوید. اروپایی که شما سنگ انرا به سینه می زنید. دانشمندانش را به خاطر اظهار نظر در باره هولوکاست به زندان محکوم می کند . اتفاقا باید رفت باید انقدر فریاد زد تا تابوی صهیونست بشکند و وحشت دنیا از این قوم جنایتکار از بین برود و چشمها باز شود. شما در خوابید . یاد حرف شاه افتادم که می گفت کوروش تو بخواب ما بیداریم. تو هم بخواب ودر خواب خودت را روشنفکر ببین. استاد دانشگاه تهران ببین.  شاید وزیر و وکیل نمی دانم . اما بخواب  که از ملت ایران سالها فاصله داری. یک ادم معمولی خیلی بهتر از شما تحلیل می کند  . زیرکتر از شما است.امام می فرمود ادمها یک باره فاسد نمیشوند ارام ارام این اتفاق می افتد تو هم ارام ارام در دام شیطان افتادی وهر روز با جهل خودت در این دام بیشتر گرفتار میشوی. قبلا . به شما تذکر دادم علم شما برایتان حجاب شده است نو ر حقیقت را نمی بینید.((کاش احمدی نژآد می فهمید کجا سخن می گوید و می فهمید که اگر قرار است صدایی از ایران شنیده شود نباید تشنج آفرینی کند. کاش می فهمید برای گفتگو باید به طرف مقابل احترام گذاشت. کاش می فهمیداینگونه ، ایران هر روز منزوی تر می شود)) اتفاقا او می فهمد کجا باید سخن بگویید.  اسرائیل فقط یک منطق میشناسد منطق زور باید با زیانی که می فهمد با او حرف زد . چند روز قبل سید حسن یک اسیر حزب الله را با همین منطق ازاد کرد. ((همه در رسانه های خارجی است حاکی از افتضاح دیگری است که رییس جمهورمان به بار آورده و حالا حالاها باید مملکتی و ملتی تاوان ان را پس دهند.)) چقدر شما دلسوز این ملتید دایه مهربانتر از مادر!!!!رسانه های خارجی که همه در دست صهیونیستها است برای ما دلیل شده بر حقانیت کلام شما. بیچاره دانشجویی که شما انرا اموزش می دهید.  

 


 
comment نظرات ()
 
وصیت امام
نویسنده : یک دوست - ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸٧
 

با سلام.امروز وقتی فرمایشات رهبر بزرگ انقلاب را در نوزدهمین مراسم ارتحال بنیان گذار انقلاب را میشنیدم . انجا که فرمودند بودند کسانی که دراول با امام وانقلاب بودندولی بعدا کم اوردند وخود را کنار کشیدند. بی اختیار نوشته شما وحرفهایتان در ذهنم تداعی شد.((من هم نقدهای به ایشان را می پذیرم ))((امام را دوست بدارم و دوست می داشتم. امام هنوز هم نشانه ای از یک رهبر بزرگ است که اگر سعی نکنیم او را از زمانه اش و تاریخی که در ان بود جدا کنیم، )) اگر گوش می دادید فرموند کسانی که روزه می گیرند ولی در وسط روز روزه را بشکنند مثل ان است که روزه نگرفته اند. مسلمان باید استقامت داشته باشد. تا اخر راه از هدفش از راهش منحرف نشود اگر کوهها از جای بجنبند او قدمی عقب نگذاردو رهبرش را تنها نگذارد. خانم تو حید لورفتار شما وکلام شما فقط یک  نام بیشتر ندارد . منافق. امام ملاحظه هیچکس را نداشت. و یه طور صریح از اسلام و ارمانهای انقلاب دفاع می کرد اما شما چی شما ملاحظه کارید. ببینید  وبلاگتان جلونگاه چه کسانی شده.  خوانندگان ان عموما چه کسانی هستند ایاافرادی که دوستان رسول خداواقا امام زمانند یا  دشمنان او. فکر می کنید چرا اینجا پاطوق دشمنان اسلام شده. اول به خودتان نگاه کنید ایراد از شما است..اما درباره عسلویه ومشکلاتش. خواهر بزرگوار این مشکلات باز هم بر می گردد به کم کاری شما به عنوان یک جامعه شناس کجا مشکلات این مردم بد بخت را منعکس کردید کجا راه حل ارئه دادید . به چه کسی شکایت کردید. موضوع را در کجا مطرح کردید به عنوان یک جامعه شناس وظیفه خود را چگونه عمل کردید؟ حق با شما است مشکلات زیادند و گوش شنوا کم.  اینجاست که  همه مسئولیم وباید برای بهبود امور اقدام کنیم.


 
comment نظرات ()
 
امام خمینی
نویسنده : یک دوست - ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٧
 

با سلام. وقتی سخن از امام خمینی به میان میاید. همه وجدانهای  بیدار  بر روح بزرگ ان روحانی عالی مقام درود می فرستند . مردی که موقع امدنش 3000000 استقبال کننده داشت وموقع رفتنش 10000000 ده میلیونی که با اشک اورا همراهی کردند.  ما می دانیم انقلابها ریزشها و پویشهایی دارد اما  در هیچ کجای دنیا مردی با این  قدرت که برگرفته از  توکل به خدا بود وبر دلهای مردم فرمان می راند.دیده نشده.   خانم تو حید لو از این که امام یک رهبر کاریزماتیک است حرفی نیست. اما تنها این گو شه ای از اقیانوس  بی کران شخصیت اوست. هنوز ما نتوانستیم همه ابعاد وجودی ان مرد بزرگ را دریابیم. چرا که دران حد واندازه نیستیم. نه ان معرفت بی حد او به الله را داریم نه ان عرفان  ناب اورا نه ان علم ودانش اورا  پس چگونه می توان ان امام را  به طور کامل شناخت. ((خیلی از این واژگان یک روز مقدسمان مخالفم. ))  وازگانی که شما نام بردید همیشه مقدسند.درطول تاریخ بشریت مقدسند. نباید منافق بود.((چون مردمانی خوش استقبال و بد بدرقه بوده ایم. )) خیر ما مردمانی بسیار  بزرگی داریم وحقا که امامرا بد بدرقه نکردند.((که امام را دوست بدارم و دوست می داشتم. امام هنوز هم نشانه ای از یک رهبر بزرگ است که اگر سعی نکنیم او را از زمانه اش و تاریخی که در ان بود جدا کنیم، بسیار حرفها برای گفتن دارد)) برایتان متاسفم. از اندیشه منا فقانه .امام رهبری است برای همه تاریخ چرا چون یک رهبر الهی است حرف او حرف وکلام او چیزی جز اطاعت از خدا واجرای قوانین خدا نبود. تعریفی که شما از امام کردید.چیزی جز  برداشت شخصی شما نیست امام انگونه که شما تعریف کردید نبود.در این دنیا کسی را پیدا کنید که بگوید با قلبی مطمئن ودلی ارام به نزد پروردگارم می روم. او بزرگترین رهبر دنیاست. او را نمیشود با مائو و گاندی و کاسترو مقایسه کرد او پیامبر یا امام معصوم نبود. اما رهبری بود که به شایستگی ملتی را رهبری کرد.اما همیشه تاریخ در دلهای ازادگان وانسانهای پاک وخدا جو می ماند.


 
comment نظرات ()
 
اقتصادو جامعه شناسی
نویسنده : یک دوست - ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٧
 

با سلام. کتاب اقای سعیدی  حقیقتا کتاب جالبی است و به خواندنش می ارزد.اما تقشیم بندیش به دوره های اقتصادی مرکانتیلیست هاومارژنالیست هاو دوره اقتصاد اخیر که انرا مصرف کار کردی می نامد ناقص است .همچنین او بر این باور است که جامعه شناسی و علوم اجتماعی کاربستی در بازار یابی به ابعاد رفتاری و اجتماعی مصرف پرداخته جامعه شناسی بیشتر نظر به بررسی انواع محصولاتی دارد که فروخته شده و مصرف می شوند و نه صرفا تنها مقدار کل  پولهای مصرف شده. که این نیز نیاز به  برسی اساسی دارد. بگذریم.((کی از ضعف های اصلی رشته های جامعه شناسی را نپرداختن به موضوعات اقتصادی می دانم)) خانم تو حید لو شما دانشگاه را با مدرسه اشتباه گرفتید. دانشجو باید خود به دنبال تولید علم برود انرا بجوید  نه انکه منتظر ارئه ان واحد از طرف دانشکده باشد. در دنیا  شرکتهایی هستند که کار تحقیق گسترده ای را انجام می دهند مثل83 مؤسسه ی پژوهشی جامعه ی لایبنیتس نه تنها تحقیق در عرصه ی حیات و علوم طبیعی، بلکه هم چنین تاکید آن ها بر علوم انسانی، جامعه شناسی و اقتصاد  را دنبال می کنند.شما می توانید با  ان موسسه ها همکاری کنید البته اگر زبان بلد باشید.!!!!در سطح جهانی اصولا اقتصاد پیشروتر از عرصه سیاست، اجتماع و فرهنگ بوده. وحکومتهای زیادی به لحاظ نا موفق بودن در عرصه های اقتصادی ساقط شدند.اقتصاد وجهی از رفتار کنشگران اجتماعی ست که در کار تولید و توزیع کالاها و خدمات لازم برای بقای مادی و رفاه افراد جامعه فعالیت  می کنند. تولید و توزیع کالاها و خدمات آن چیزی ست که اقتصاد بر محور آن شکل  می گیرد و کارکرد اختصاصی پیدا  می کند.قومیت ها و خرده فرهنگ های نابرخوردار ، از زمینه ای مستعد جهت ناآرامی مدنی (در حالتی بسیار بردبارانه) و شورش و درگیری خیابانی (در حالتی پوپولیستی) و یا تجزیه طلبی (در حالتی سازمانی) برخوردارند. بر اساتید جامعه شناس ما لازم است که خود را باور داشته باشند و بتوانند فضاهای خالی موجود را پر کنند. خود  در بومی سازی علم اقدام کنند  نه در بدر به دنبال گرفتن واحد .درس از استاد باشند. طوری عمل کنند که  همه برای یاد گیری علم به سراغ او ایند . این استادی است که رهبر بزرگ انقلاب ان را دوست دارد. شهیدان مان به ان افتخار می کنند.علوم اجتماعی روش انتخابی برای تحقیق دال بر دیدگاه محقق به موضوع تحقیق و ساختارهای اجتماعی است.چرا که هر روش در پی نظریه ای به وجود آمده است که فلسفه انسان شناختی خاص خود را دارد. خانم تو حید لو  به دنبال تحقیق باشید. یک استاد حقیقی باشید. که ارزوی ما ان است که یه جایی برسید که اقا امام زمان از شما راضی باشد


 
comment نظرات ()
 
ورزش
نویسنده : یک دوست - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٧
 

با سلام. اصولا این نوع نگاه  که همراه با عصبانیت وخشم فرو خورده که تبدیل به تمسخر شده دور از نگاه یک ادم اگاه ودلسوز به ابران عزیز است. خانم توحیدلو خود می دانند که ورزش در دنیا چه جایگاهی در افکار عمومی ملتها دارد .این درست نیست که بگوییم با ورزش مردم را سرکار می گذارند ((یک عدد توپ ملتی را سر کار گذاشت))این متاسفانه  عدم شناخت پتانسیل های جامعه هست.شما که یک جامعه شناسید باید بهتر بدانید؟؟؟خانم تو حید لو هر چیزی جای خود دارد. هر عاملی که بتواند  برای مردم شادی ایجاد کند مهم است وباید از ان استفاده کرد. فرض کنید کسی بیمار باشد نباید برای  عروسی فرزندش شادی کند چون می داند  به بیماری مهلکی دچار شده.این چه نوع استدلالی است که شما دارید هر نوع شادی در جامعه برای دادن ارامش به ان لازم وضروری است چقدر شما منفی بافید!!! ((ز همه مهمتر فوتبال اینقدر مهم است که وسط اینهمه خبر از گزارش آزانس گرفته تا افتتاح مجلس و تحلیل های مختلف آن، روز جمعه سراسر فوتبالی باشد. فقط به اخبار خبرگزاریها در روز جمعه نگاه بیاندازید لطفا. واقعا مملکتی به این سادگی می تواند سر کار رود؟)) نمی دانم شما چقدر  به عنوان یک کارشناس علوم اجتماعی از روابط اجتماعی حاکم بر سایر ملل اشنا یی دارید؟. چند درصد افراد  کشورهای  مختلف به دانستن خبرهای مختلف علاقه دارند واقعا می دانید ؟؟ بعید می دانم چون اگر می دانستید اینگونه نمی گفتید . در خیلی از کشورها مردم حتی کشور خودشان را در روی نقشه جغرافیایی نمی توانند پیدا کنند واسم خیلی از کشورها را نشنیده اند . در خیلی از کشورهای  غربی میزان مشارکت انها در انتخابات  خیلی کمتر از ایران است . انها به فوتبال و دیگر شادیها ی جامعه بیشتر از اخبار اهمیت می دهند.  به جرائت می توان گفت در کمتر کشوری رشد سیاسی مردم ان  به اندازه ایران است.امروز سیاست و ورزش طوری بهم مرتبط شده که گاهی از هم قابل تفکیک نیست. شما سیاست پینگ پنگ بین امریکا  و چین را در گذشته نشنیده اید یا نخوانده اید که  توسط بازی روابط این دو کشور از سر گرفته شد. یا سیاست فوتبال. حتی در میدانهای ورزشی بازی با یک بازیکن اسرائیلی از طرف کشور به معنی به رسمین شناختن ان است.این را شما نمی دانید. تعجب می کنم پس چه چیزی را می دانید وبیچاره شاگردان شما از دست شما چه میکشند.((ما خنده دار ترین خبری که خواندم هم وساطت سید حسن خمینی و احمدی نژاد برای بازگشتن علی کریمی به تیم ملی بود. واقعا همه چیز سر جای خودش است در این مملکت!))در خیلی از کشورها ورزش جایگاه مهمی دارد چرا که در کارکردهای ان جامعه نقش افرینی می کند در ایتالیا نخست وزیرش باشگاه  فوتبال دارد.در فرانسه وقتی مسابقه ملی مهمی باشد رئیس جمهورش قرارهای ملاقت خود را لغو می کند در ایرلند وانگلیش والمان هم اینگونه هست ودر همه جای دنیا .کاش رشته تحصیلی شما جامعه شناسی نبود چون چیزی از ان نمی دانید.نمی دانم شما با سید حسن خمینی چه مشکلی دارید انگار مشکل شما جای دیگری است. دردتان چیز دیگری است .


 
comment نظرات ()
 
نقد
نویسنده : یک دوست - ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ خرداد ۱۳۸٧
 

با سلام. وقتی نقاد نقد شود دیدنی است.من هم با ا ین حرفتان موافقم((وقتی همه چیز سرجای خودش باشد، مسئله ای ایجاد شود)) بله اگر همه چیز خوب باشد مشکلی پیش نمی اید. وقتی مطلبی نقد میشود یعنی طرف نقد کننده دوست دارد هر بار نویسنده یا هر کسی که در باره ان نقدی صورت گرفته در عمل یک گام به جلو بردارد. به قول حضرت علی (ع) بهترین دوستان کسانی هستند که  ایرادهای ادمی را متذکر شوند . البته نباید فراموش کرد که در انجام هر کاری رضای خدا شرط باشد ونباید هوای نفس در این عمل دخالت داده شود که دیگر این نقد نیست. کبنه ورزی است.  انتقام جویی است. هیچ نقدی به معنی براندازی نیست.اگر نقد باشد.نقد کننده ها دو دسته هستند ادمهای معمولی وادمهای  باسواد وصاحب نظر.  با نقد افراد معمولی کار ندارم اما افراد  دارای اندیشه بایستی همراه نقد راهکار مناسب را هم ارائه دهند البته انچه به فکرشان می رسد.ببینید((ِِِِک بار دیگر هم نوشته ام نقد کردن و نقادی کار امثال ماست.)) شما که ادعا نقادی دارید کجا راهکار ارائه دادید.ایا منظورتان از نقد پیشرفت امور بود یا  بهبود وضع گروهی که از ان طرفداری می کنید. من شخصا هر کسی در راس امور باشد سعی می کنم. برای موفقیتش تا حد امکان تلاش کنم این شخص چه اقای احمدی نزاد باشد چه اقای خاتمی چون در کل برای ایران عزیز کار می کنند همه در یک سنگریم نه روبروی هم.ایا حقیقتا نقد شما اینگونه هست. ((بزرگترین خدمت به یک مدیر و مسئول نقادی از ایشان است. اما متاسفانه وقتی آدم های بی ظرفیت، مدیر شوند و مسئول، احتمالا نه نقادی را برمی تابند و نه قصد اصلاح دارند))داشتن ظرفیت وتحمل خیلی خوب است ایا شما خود این توانایی را دارید.شاید بگویید دارم که حذف نمی کنم که با این حرفتان موافق نیستم قبلا در باره ان حرف زدیم.  نوشته های خود شما تقریبا هر روز  توسط من نقد میشود . به قول خودتان هدف من کمک به شما است.  کمتر کسی در این وبلاگ شما را نقد می کند. یا بهتر بگویم به نوشتهایتان به اندازه من بها میدهد. من برای شما یک دوست هستم. ودیگران فقط خودشان هستند.  یعنی می خواهم بگویم جور دیگری هم میشود اندیشید.از زاویه دیگر نگاه کرد. هر چند در کل با اندیشه شما موافق نیستم.اینجا حق با شما است ادم نا امید نقد نمی کند . اگر امیدی به شما نداشتم هر گز وبلاگتان را نگاهم نمی کردم.امام راحل می فرمود داشتن اختلاف سلیقه در کارها  خوب است وباید باشد تا امور به بهترین شکل پیش رود. مثل لبهای قیچی که در خلاف جهت کار می کنند اما یک هدف را دنبال می کنند در امور کشور هم باید اختلاف سلیقه باشد تا امور به بهترین شکل  انجام شود. اما هدف باید یکی باشد . نقدهای شما متاسفانه فقط نقد نیست. انتقام کشی است.تخریب است. تضعیف است. واین خطرناکه.این یعنی براندازی. همه ما در چهار چوب جمهوری اسلامی وبرای موفقیت هر چه بیشتر ان تلاش می کنیم بقیه بازی با کلمات است.ما بایستی هر کی باشیم در هر پست ومقامی برای اعتلای نام ایران تلاش کنیم. می گویید(( ادم امیدواری هستم)) .نوشته های خود را باز خوانی می کنید جز نا امیدی چیزی در انها پیدا میشود؟ ایا تا حالا وقتی مطلبتان نقد میشود  پاسخی به ان دادید.اه انصاف را باید رعایت کرد یک بار جواب دادید . فقط یک کلمه انگار عصبانی بودید فرمودید به به.شما که خود می گویید من حرف خودم را در وبلاگم گفته ام ودیگر لازم نمی بینم جواب دهم پس چه انتظاری از دیگران دارید. انها هم کار خودشان را می کنند.در یک تعامل باید هر دو طرف منصف باشند تا کار پیش رود وگرنه هر کسی می تواند مدعی باشدوانتقاد کند. انتقاد کردن که هنر نیست . نقد عالمانه هنر است که انگار شما از ان ....بگذریم((یک مشکل بزرگ با این دوستان غیر هم سلیقه دارم. هر نقدی را ناامیدی یا براندازی می خوانند.))این درست نیست. اگر موقع نقد از صمیم قلب خواستار بهبود امور باشید وسعی کنید برای بهبود بخشیدن به امور قلم بزنید وفقط در نوشته هایتان رضای خدا باشد اطمینان داشته باشید هیچکس نوشته ای شما را براندازی نمی داندونمی خواند. در پایان برای همه کسانی که قلبشان برای ایران عزیز می تپد ارزوی سرافرازی  دارم. وامیدوارم روزی شما خانم تو حید لو وهمه دوستان  بر این باور باشیم که دریک سنگریم وهمه خودی هستیم غیر خودی در بین ما وجود ندارد. همه در پیشبرد اهداف امام   راحل که چیزی جز  خود باوری ویقین به این امر که ایرانی می تواند نیست عمل کنیم.  واین کلام نورانی را در نظر داشته باشیم که دنیا محضر خداست در محضر خد ا معصیت نکنید.


 
comment نظرات ()
 
شرکتهای خصوصی
نویسنده : یک دوست - ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٧
 
با سلام. نوشته این قسمت تکراری است قبلا این موضوع را مطرح فرموده بودید.لازم به یاد اوری است هر سیستمی برای بقا خود نیاز دارد عواملی که ان را مورد تهدید قرار می دهدرا از بین ببرد.این یک اصل کلی است . جامعه هم به عنوان یک سیستم نیاز به حفاظت وکنترل دارد.در همه دنیا این یک رسم پذیرفته شده هست. تعجب می کنم خانم تو حید لو از این امر غافل هستند مگر انکه با لجبازی و عداوت به موضوع نگاه کنند((این چه سیستمی است و چگونه می شود که دولتی به راحتی تمام شرکت های خصوصی را در مظان اتهام قرار می دهد.))مگر در امریکا هر کسی که وارد فرودگاه میشود .قبلا مشخصات انهااز نظر امنیتی برای فرودگاههای امریکا ارسال نمیشود واگر از کشوری بیاید که با امریکا رابطه ندارد انگشت نگاری نمیشود. مگر سیستم امریکا همه را به چشم منظنون نگاه نمی کند همان امریکایی که شما این همه از ان حمایت می کنید.تازه در هر کشوری قانون خاص ان کشور عمل میشود مگر در عربستان داشتن موبایل دوربین دار ممنوع نیست یا در کشور های اروپایی اجازه تحصیل ندادن به بانوان مسلمان با حجاب. خانم تو حید لو اینها را شما باید متذکر میشدید نه من.((حالا این رییس پلیس نمی داند که فرهنگ ما خودش ضد این شرکت های خصوصی است و هستند عده ای که فکر کنند هرکه شرکتی دارد، غیر دولتی، احتمالا بر نداشتن ها و فقر دیگران کاخ ساخته،)) خانم محترم این چه طرز تفکری است کجا در این مملکت فرهنگش ضد شرکتهای خصوصی است این نظر شماست.کنترل شرکتهای خصوصی به خاطر حفظ امنیت در جامعه هست .البته جامعه ای که د ر ان جمهوری اسلامی حکومت می کند نه یک جامعه سوسیالیستی با یک دولت سوسیالیستی انچه را که شما می اندیشد در کشورهای کمونیستی ممکن است رخ دهد نه در ایران که با داشتن شرکت خصوصی مخالف باشند. شما طوری حرف می زنید که انگار تافته جدا بافته از مردم هستید .می گویید رئیس پلیسش خانم مگر این سرادار سرباز این کشور نیست مگر فرمانده نیروی امنیت کشور شما نیست پس شما مال کجا هستید!!!((سرعت انتقال مهمترین چیزی است که می تواند در دنیای مدرن تاثیرگذار باشد که متاسفانه ساختار زبان فارسی از آن بی بهره است)) خوب است مبارک است زبان خودتان راهم قبول ندارید شما کاملا مدرن فکر می کنید وسرعت انتقالتان بالاست .باید به شما تبریک گفت
 
comment نظرات ()
 
دروغگو دشمن خدا است
نویسنده : یک دوست - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٧
 
با سلام. از قدیم به ما یاد دادن دروغگو دشمن خداست. خود خانم تو حید لو بارها فرمودند من در کامنتهای وبلاگم تو هینها را حذف می کنم.اما ایشان وقتی به سید حسن نصرالله توهین میشود با سکوت شرم اور خود از ان می گذرد. مردی که در جهان اسلام یکی از محبوبترین اشخاص است. مگر در اسلام تولی وتبری نداریم. دوستی با دوستان خدا ودشمنی با دشمنان خدا. خانم تو حیدلو با چه کسانی دوستی دارد؟؟؟بگذریم. او چقدر خوشحال است که ازانس گزارش مثیت ارائه نکرده. انگاریک اسرائیلی است. به هر حال ازانس چه گزارشش مثبت باشد یا نباشد اهمیتی ندارد. ایران همچنان در عرصه فن اوری هسته ای به پبش خواهد رفت .خانم تو حید لو با افکار .لائیک خود به ریسمان پوسیده ا ی چنگ زده اند. که عاقبتی برای ان متصور نیست اواز خورشید حقیقت فرسنگها فاصله گرفته.
 
comment نظرات ()
 
کاندیدا
نویسنده : یک دوست - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ خرداد ۱۳۸٧
 
با سلام. خانم تو حید لو سعی دارند ارزوهای ذهنی خود را بدون هیچ تحلیل منطقی وعلمی به دیگران القا نمایند ببینید((امثال باهنر که از معدود پشتیبانان رییس جمهور بود، شاید بیشتر بتوان این گزینه را مطرح ساخت که کاندیدای جناح اصولگرا در دور بعد احمدی نژاد نخواهد بود)) اینکه اقای ریئس جمهور کاندیدا خواهد بود یا نه به خودشان مربوط است شما نمی توانید به جای ایشان تصمیم بگیرید.والبته پشتیبانان ایشان معدود نیستند شما خیال می کنید. بسیار جالب است خانم تو حید لو که خود را یک اصلاح طلب دو اتشه می داند حالا خود انها را قبول ندارد ببینید((اصلاح طلبان نیاز بسیار شدیدی به شناخت جامعه خویش دارند. انها نیاز به روانشناسی اجتماعی مردم ایران دارند.)) ومی گوید انها از جامعه ایران بیگانه هستندمن می گویم انها نیاز بسیار شدید به شناخت خود دارند انها اصول اولیه رانمی دانند. بدون شناخت خودشان چگونه می توانند جامعه را بشناسند. برای ان راهکار ارئه دهند. خانم تو حید لو حرفی را گفته اند که بسیار جای تامل دارد ببینید((اصلاح طلبان باید مراقب باشند که میوه خام را نچینند و یا آنقدر نگذارند بر سر شاخه بماند تا گندیده بر زمین بیافتد)) حرفی را که ایشان گفته حقیقت محض هست اصلاح طلبان برای کسب قدرت می جنگند .انان می خواهند ارباب قدرت باشند وتنها چیزی که برایشان فاقد اهمیت هست خدمت به مردم وایران عزیز هست انان اصلاح طلب نیستند فقط اسم ان را یدک می کشند خود خانم توحید لو را ببینید((این اصلاح طلبها پیرمان کردند دیگه! یازده سال حرصمان دادند پیر شدیم. ))او نیز کم اورده می دانید چرا؟ چون بدون هدف هستند بی برنامه اند . طالب قدرتند. چشم به دیگران دوختند. همیشه نیم نگاهی به خارج داشته اند. ملت را نمیشناسند . خود را عقل کل می دانند. بالاتر از همه از خدا غافل هستند. در انجام کارها اورا نمی بینند. کارهایشان را برای رضای او انجام نمی دهند.در نتیجه ناموفق هستند. من از اصول گراها حمایت نمی کنم. در نظر من اصول گرا بودن یا اصلاح طلب بودن هیچ افتخاری ندارد. افتخار در خدمت به ملت بزرگ ایران واعتلای نام ایران است. یک اصلاح طلب حقیقی به همه دنیا می ارزد.دیروز دیدید سید حسن نصرالله فرمود من یک اصلاح طلب هستم من پیروحزب ولایت فقیه هستم .اصلاح طلب حقیقی شهیدچمران بود که در اوج توانایی رفاهی برای رضای خدا مجاهدت کرد. کدامیک از اصلاح طلبها راه اورا می روند. تو صیه خانم تو حید لو به اصلاح طلبهای کنونی میوه چینی است.ببینید تفاوت از کجا تا کجاست شهید چمران از پایگاه فضایی کیپ کاناورال به لبنان می امد انجا سازمان امل را تاسیس می کرد در مصر اموزش چریکی می دید ودکتر امروز مااستاد دانشگاه ما میوه چینی می کند خوب مشخص هست این اصلاح طلب جایی در بین مردم ندارد چون اصلاح طلب نیست این نام را یدک می کشد.
 
comment نظرات ()
 
وبلاگ
نویسنده : یک دوست - ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٧
 

با سلام.  بعد یک سفر طولانی امروز که وبلاگتان را دیدم. برایم نکته جالبی نداشت والبته متعجب شدم به خاطر 3 چیز اول اینکه شما به عنوان یک جامعه شناس از جامعه خود بیگانه اید!! واقعا فکر می کنید چند نفر در ایران می نشینند وبلاگ می خوانند یک میلیون نفر!! 100 هزار نفر!!! ایا خوانندگان این وبلاگها همه دنبال وبلاگهای سیاسی یا علمی هستند ؟ خودتان باور می کنید؟ حالا از تاثیرات اجتماعی وبلاگ بگویید . یک میلیون وبلاگ هم باشد تا ثیرش به اندازه 10 دقیقه برنامه تلویزیونی نیست. این رو که شما باید بیشتر بدانید((اولین نکته ای که در این سطح به ذهنم می رسد تاثیرات وبلاگ بر روند دموکراتیک شدن یک جامعه است. مهمترین معیار دموکراسی در جامعه مدرن تشکیل جامعه ای مرکب از فردهای تکثیر شده است.)) این حرفتان  در هیچ کجای دنیا مصداق ندارد برای دمو کراتیک شدن جامعه ابزارهای دیگری مورد نیاز هست خانم جامعه شناس!!!((دومین تاثیر اجتماعی وبلاگ در فضای عموم)) خانم تو حید لو انگار از روی یک کتاب متن را کپی کردید . ایا  معنی فضای عمومی را می دانید؟؟ چند درصد از افراد جامعه که در کل تشکیل دهنده فضای عمومی هستند دوست دارند وبلاگ بخوانند. شما خودتان را گول می زنید  طوری دروغ می گویید که خودتان هم باورتان شده.((آنقدر این تاثیرات اجتماعی شکل گیری هویت شفاف است، که دولت حتی قصد کنترل آن را دارد )) خانم محترم اگر قصد کنترل رو هر وبلاگی داشت اول وبلاگ شما رو حذف می کرد نه خیر اینگونه نیست وبلاگهایی کنترل میشوند که  که دروغ پرداز و  شایعه ساز و  دارای رفتارهای تو هین امیز است که برای کنترل فضای مجازی باید حذف شوند. این کار در همه کشورهای دنیا از امریکا گرفته تا چین عمل میشود حتی در کشوری مثل امریکا تلفنها وایمیلها هم کنترل میشود . وبلاگ که جای خود دارد. تعجب دوم من از جناب طلبعه هست شما با این همهذکاوت چرا متوجه این نکته نشدید که با هر کسی نمی شود هم صحبت شد . طرفهای گفتگو باید به منطق هم احترام بگذارند. نباید وارد این بازی میشدید از شما بعید بود مومن باید زرنگ باشد. وتعجب سوم. به خاطر  کم  رنگ شدن  محتوای وبلاگ بود که با خواندن چند پست قبلی  دیگر ادم رغبتی به خواندن این وبلاگ نمی کند.


 
comment نظرات ()